احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

285

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

در تمام دوره جنگ براى عبور قواى انگليسى مسدود كرده بود . حواله پول از كرمانشاه براى واسموس كار بسيار مشكلى بود بالاخره موفق شدم از طريق يكى از بانكهاى مقيم هندوستان بوسيله شيخ محمره پولى براى او بفرستم . در تاريخ 16 فوريه 1918 تلگرافى از ( ژنرال گرسمن ) از بغداد رسيد مبنى بر اينكه قواى تركيه و تشكيلات آلمانى دستور دارند ايران را تخليه نمايند و توصيه نموده بود اعضاى سفارت هم بدنباله آنها حركت كنند . هرچند احضار قواى تركيه از ايران و انتقال آن بجبههء بين النهرين دليل كافى براى دخالت اوضاع بشمار ميرفت ولى قسمت اخير تلگراف مثل صاعقه در من تأثير نمود زيرا پايان دوره مأموريت ما را در ايران اعلام ميداشت . بفوريت بملاقات نظام السلطنه شتافتم . وى نيز بوسيلهء ( فوزىبى ) وابسته نظامى تركيه از اين خبر مطلع شده و با وزراى خود مشغول شور بود . بمحض ورود من نظام السلطنه اظهار داشت كه وى و طرفدارانش تصميم گرفته‌اند بتركيه بروند و براى اين كار پول لازم دارند در اين موقع نميتوانستم اين تقاضا را رد نمايم و پولى كه مورد احتياج بود در اختيارش گذاردم . همين كه اهالى كرمانشاه اطلاع پيدا كردند كه سفارت مشغول جمع‌آورى اسباب و اثاث البيت مىباشد ببانك فشار آوردند و خوشبختانه در همين اوان كاروان جديدى حامل طلا و نقره رسيده بود و بانك توانست بتقاضاى ارباب‌رجوع ترتيب اثر داده و قسمت اعظم از اسكناسهاى مارك را به طلا و نقره تبديل نمايد . پس از انجام اين مقدمات سفارت عازم حركت شد . كاروان ما عبارت بود از اعضاى سفارت و مستخدمين ايرانى و يك گارد مستحفظ مركب از سيزده سوار و بيست اسب و چهل و پنج قاطر و پانزده الاغ . پس از هشت روز بقصرشيرين وارد شديم و در اينجا شنيديم كه بلافاصله پس از حركت ما روسها وارد كرمانشاه شده و انگليسها بغداد را اشغال و تا خانقين پيشرفت كرده‌اند و يك قسمت از قواى خود را مأمور نموده‌اند راه را مسدود و ما را دستگير نمايند . توقف ما در قصرشيرين بيش از حد لزوم جايز نبود و در ابتداى جاده خانقين به طرف شمال منحرف و برود ( دياله ) كه يكى از رودهاى فرعى دجله است رسيديم چون موقع طغيان آب بود سطح رود فوق العاده بالا آمده و زمينهاى اطراف را آب گرفته بود . بوسيله سه عدد كلك بزرگ از رودخانه عبور و شب را در روى تپه كه آب اطراف آن را كاملا احاطه كرده بود گذرانديم روز بعد به طرف واحه ( كيفرى ) حركت و از منطقه خطر به كلى خارج شديم . در كركوك بنظام السلطنه برخورد كردم اظهار داشت كه از طرف سلطان عثمانى دعوت شده كه باسلامبول برود . در تاريخ 2 آوريل وارد موصل شديم و در اينجا با ژنرال ( فن فالكنهاين ) ملاقات تازه دست داد . نامبرده پس از فتح رومانى مأمور بين النهرين و سوريه شده بود . در موقع توقف در موصل تلگرافى از وزارت امور خارجه برلن رسيد طبق اين دستور امور سفارت را به آقاى ( فن بلوشر ) تحويل داده و عازم اسلامبول شدم . باين‌ترتيب بدوره مأموريت من در ايران خاتمه داده شد . نقل قول از يكنفر سياستمدار دانشمند كميته دفاع ملى كه از ليدرهاى مجلس و رؤساى احزاب و سران درجه اول مجاهدين براى تجهيز ملت در قم تشكيل يافت مشغول جمع‌آورى عده و اسلحه و تبليغ بود ولى امور كميته به چند علت پيشرفتى نداشت . 1 - مليون جبهه را كه بوسيله قواى ژاندارمرى و مجاهدين و داوطلبان در حسن‌آباد و علىآباد و رباطكريم تشكيل شده بود به قدر كافى محكم دانسته و فرونت خود را تثبيت شده فرض مينموده و گمان داشتند كه بمرور بايد در تحكيم و تشييد جبهه و قواى ملى سعى و كوشش نمايند .